{-- --}
خانه اپلیکیشن آموزش درباره ما
تصویر کاور: گفت و گو با جناب آقای مرندی یکی از پیشکسوتان صادرات سنگ ،تاریخ مصاحبه 1400

گفت و گو با جناب آقای مرندی یکی از پیشکسوتان صادرات سنگ ،تاریخ مصاحبه 1400


تاریخ: 1404/03/27 نویسنده: خسرو زارعی
اشتراک گذاری

پادکست مصاحبه آقای خسرو زارعی با جناب مسعود صرامی

پادکست مصاحبه با مسعود صرامی را میتوانید آنلاین گوش دهید


رازهای موفقیت در صادرات سنگ از زبان یکی از پیشکسوتان این صنعت!
چرا با وجود کیفیت و قیمت‌های رقابتی، مشتریان خارجی به سختی به صادرکنندگان ایرانی اعتماد می‌کنند؟ جناب آقای مرندی، از اولین و معتبرترین صادرکنندگان سنگ ایران، در یک گفتگوی شنیدنی، پاسخ این سوال کلیدی و راه حل‌های عملی آن را فاش می‌کند.
با تجربه چند دهه فعالیت او همراه شوید و یاد بگیرید که چگونه با ساختن «اعتماد»، بزرگترین مانع صادرات را از سر راه کسب‌وکار خود بردارید و به بازارهای جهانی راه پیدا کنید.


Uploaded Image

امروز خدمت جناب آقای مرندی هستیم. یکی از پیشکسوتان و افراد باتجربه در صنعت سنگ ایران و خصوصاً در بحث صادراتایشان حرف‌های فوق‌العاده و تجربه‌های بی‌نظیری در این زمینه دارند. دوست داریم در مورد این تجربیات با ایشان صحبت کنیم.

جناب آقای مرندی، اولین تجربه شما در بحث صادرات سنگ چیست؟ و اصلاً چه شد که وارد این بازار شدید و توانستید به موفقیت‌های فوق‌العاده‌ای برسید؟


Uploaded Image

من اولین تجربه صادراتی‌ام برمی‌گردد به قبل از انقلاب. من اولین سالی که رفتم نمایشگاه ایتالیا، در ورونا نبود، نمایشگاه دیگری بود سمت سانتانبراجا بهش می‌گفتند. اولین سالی که رفتم تو اون نمایشگاه، من این جمله را اضافه کنم که من عِرق ملیت دارم، یعنی عاشق ایران و ایرانی هستم.

اولین سالی که رفتم ایتالیا دیدم هیچ آثاری از ایران نیست ولی سنگ‌های خام ایران در آن زمان به‌صورت قله تو نمایشگاه بود. یک مرمری بود که مرمر از طریق آقای خدابیامرز جوینده سلیسادی بود که می‌فرستادند می‌فروختند. من اولین جرقه‌ای که در ذهن من شروع شد این بود که چرا من نباید در بازار ایتالیا همپای ایتالیایی‌ها بتوانم فرآوری کنم و کارهای فرآوری‌شده‌ام را بیاورم؟ از همان جا تصمیم گرفتم تو بخش صادرات وارد بشم و از همان قبل از انقلاب هم من تو بخش صادرات وارد شدم. برایم مهم بود که به اون ایتالیایی‌ها هم ثابت کنیم، ما ایرانی‌ها هم توان این کار را داریم.

من یک جمله اضافه کنم خدمتتان، شاید این صحبت‌های من به گوش خیلی‌ها برسد، این سنت دارد. بزرگترین افتخار من این است که توی بحث سنت سنگ یک خدمات کوچکی را به این سنت ارائه دادم و تا حد یک خوش‌نامی‌هایی برای این سنت آوردم. خیلی از دوستان میگن من شرمنده هستم اگه این را عنوان می‌کنم، حمل بر خودستایی نشود. خیلی از دوستان میگن شناسنامه صادرات سنگ ایران، فلانی صادر کرده.

یک شرکت به نام هانروکس در ایتالیا وجود دارد. با صدای بلند می‌گویم که هر کسی که به این موضوع شک و شبهه‌ای دارد، می‌تواند به این شرکت مراجعه کند و تأییدیه این حرف را بگیرد. این شرکت هنوز هم در ایتالیا دایر است؛ زمانی بسیار بزرگ بود که اکنون مقداری محدودیت پیدا کرده است.

من سال‌های سال با این شرکت همکاری صادراتی داشتم و کالای فرآوری‌شده برایشان صادر می‌کردم. خدا گواه است – یعنی قسم می‌خورم به عنوان یک سند – بارها که با مدیران این شرکت، مدیر تولید و مدیر بازرگانی‌اش جلسه داشتم، برای صحبت در مورد کارهای صادراتی و مشکلات و غیره. خدا را گواه می‌گیرم، بیش از چند بار این آقای مدیر شرکت با صدای بلند به مدیرانش اعلام کرد: "آرزوی من این است کیفیت تولید شما یک روزی به پای کیفیت تولید مرندی که از ایران کارها را می‌دهید، برسد."

گفتم خدا گواه است، هر کسی به این شک دارد، با شرکت هانروکس مذاکره کند. خدا می‌داند من قصد خودستایی ندارم، فقط دلم می‌خواهد امیدواری بدهم به دوستان که ما می‌توانیم. ما توانایی‌اش را داریم. خدا شاهد است توانایی‌اش را داریم.

تأکیدی که من دارم به مسئولین محترم جمهوری اسلامی است که مقداری توجه کنند به بخش صادرات. ما توانمندیم. ما قدرت صادرات داریم. نیاز به این نداریم که شما به ما کمک کنید. فقط از نظر روانی ما را حمایت کنید.

صحبت دوم من با شما جوانان است. من از شما خیلی انتظار دارم. دست به دست هم بدهید. این معضل را بردارید. این سد را بشکنید و صادرات سنگ فرآوری‌شده را در سطح دنیا گسترش دهید و اثبات کنید که ایرانی هستید و توانایی این کار را دارید.

Uploaded Image

جناب اقای مرندی ما برای اینکه بتونیم توی بازارهای صادراتی شروع به کار کنیم از کجا باید استارت بزنیم؟

Uploaded Image

برای ورود به بازارهای جهانی برای هر کالایی، منتها ما چون بحثمون سنگ ساختمانی هست من روی سنگ بیش‌تر پافشاری می‌کنم .بازارهای جهانی از نظر فنی مناسب و بر اساس اصول صحیح هستند و مورد تأیید بازارهای جهانی قرار دارند. در مقابل این عرضه، تقاضا برای خرید نیز وجود دارد. اگر به‌دقت توجه کنید، تقاضا برای خرید در سطح دنیا بی‌نهایت است و اصلاً محدودیتی وجود ندارد. هر مقداری که توان تولید داشته باشیم، می‌توانیم عرضه کنیم. چون در ایران ما آنقدر رقم بالایی را تولید نمی‌کنیم، بخشی از تولیدات نیاز داخلی ما را تأمین می‌کند. اما برای مازاد آن، بازار بیش از نیاز به کالا دارد. بنابراین، هر دو طرف قضیه برای ما مهیاست: هم امکان فرآوری و هم امکان صادرات را داریم، و بازارهای جهانی نیز متقاضی خرید هستند. پس این موضوع حل‌شده است.

آنچه اهمیت دارد و ما سال‌های متمادی تلاش کرده‌ایم توجه مسئولین محترم جمهوری اسلامی، همکاران عزیز و مسئولین صنفی، به‌خصوص نهادهای صنفی، را به آن جلب کنیم، اما اهمیت کافی به آن داده نشده، این است که متأسفانه شرایط ما از نظر موقعیت سیاسی، جهانی و اقتصادی در وضعیتی است که هیچ کشوری و هیچ خریداری نمی‌تواند به عکس، کاتالوگ، پوستر و تبلیغات ما اطمینان پیدا کند و کالایی را که ما به‌صورت عکس و پوستر می‌خواهیم معرفی کنیم، بیاید از ما خرید کند.

بخشی از این مشکل گردن خود ما، یعنی فرآوری‌کنندگان، است که متأسفانه سابقه خوبی نداشتیم و کالاهای مناسبی را به بازارهای جهانی عرضه نکردیم و باعث بدنامی این صنعت در ایران شدیم. بخش دیگر آن نیز سیاست‌های مملکتی است که ما نمی‌توانیم کاری به آن داشته باشیم. اما در هر صورت، می‌توانیم بگوییم این سیاست‌ها باعث شده که نتوانیم بازارهای صادراتی را جذب کنیم.

پس باز برمی‌گردم به آن نکته اول که ما در سطح دنیا کمتر می‌توانیم یا اصلاً شاید نتوانیم خریداری را پیدا کنیم که این خریدار بیاید بر اساس عکس و پوستر و سمپل و نمونه و کارهای تبلیغاتی ما به ما اعتماد کند و از ما کالا خرید کند. این تقریباً می‌توان گفت برای ایران غیرممکن است. حتی برای من که سابقه دارم، با وجود آنکه سابقه دارم، از سابقه هم دارم استفاده می‌کنم.

آن کشورهایی که خریدار من را تایید کرده‌اند و سال‌ها با من کار کرده‌اند، چشم بسته قبول دارند. هیچ محدودیتی ندارم، کالا را ارسال می‌کنم. اما اگر بخواهم مشتری جدید پیدا کنم، دقیقاً همین مطلب شامل حال خود من هم خواهد شد. ما این را دیده‌ایم و به طور یقین، من اصلاً شک ندارم که به همه شما دوستان این موضوع اثبات شده است. سال‌ها زحمت کشیده‌اید، کالا را برده‌اید، سمپل و نمونه را برده‌اید، تبلیغاتتان درست بوده، ولی متأسفانه، بنا به همان دلایلی که عرض کردم، خریدار اعتماد ندارد که بیاید بر اساس این ضوابط از شما کالا خرید کند.

بنابراین ما باید این موضوع را فراموش کنیم و این تاکتیک خود را عوض کنیم و سیستم را طوری طراحی کنیم که از این حالت خارج شویم. برای اینکه از این حالت بیرون برویم، هیچ چاره‌ای نداریم؛ زیرا نمی‌توانیم از آن پتانسیل استفاده کنیم و پتانسیل‌های منفی داریم.

بهترین راه این است که چند تشکل صادراتی درست کنیم. اگر تشکلی ناموفق بوده، باید ریشه‌یابی کنیم دلایل آن ناموفقیت در کجا بوده است. آن دلایل را بیاییم و روی آن‌ها بحث و بررسی کنیم، صحبت کنیم و نواقص را برطرف کنیم.

اگر شما یک گروه یا گروه‌هایی را تشکیل دهید که این گروه‌ها (یک شرکت ده نفره، پانزده نفره، بیست نفره) یک کنسرسیوم درست کنند در یکی از کشورهای خارجی که می‌تواند مرکز فروش باشد، منطقه این هم باید حساب شده باشد. هر جای دنیا شما نمی‌توانید یک مرکزیت درست کنید به امید فروش کالا.

مثلاً در حال حاضر، با توجه به شرایط موجود، بهترین موقعیت برای ما مردم ایران روسیه است. دلایل بسیار زیادی دارد: جنگی که با اوکراین شروع کرده، باعث شده که پشتوانه ارزی آن‌ها تحریم شده و امکان مبادلات بانکی را از آن‌ها گرفته‌اند. ما این مزیت را داریم که به روسیه نزدیک هستیم و بعد مسافتی‌مان کم است. شرایط سیاسی بین دو کشور نیز مناسب است.

داد و ستدهای بانکی بین دو کشور (ایران و روسیه) وجود دارد. از طرفی، تقاضا برای خرید کالا در روسیه بی‌نهایت بالاست. افراد سرمایه‌گذار زیادی دارند و ساخت‌وسازها رشد چشمگیری داشته‌اند. به همین دلیل، این یک امتیاز است که من توصیه می‌کنم به تمام شما جوانان که این فرصت را از دست ندهید. موقعیتی پیش آمده؛ از این موقعیت حداکثر استفاده را بکنید.

ایجاد پایگاه فروش در کشورهای هدف

باز برمی‌گردیم سر صحبت اول: اگر به طور مثال شما در یک کشور مقصد، یک پایگاهی درست کنید، این پایگاه باید حساب شده باشد. نمی‌خواهم بگویم که شما بروید، مثلاً اگر روسیه را مثال زدیم، نیاز نیست در مسکو انبار بگیرید. می‌توانید به فاصله 50 تا 100 کیلومتری یا با فاصله‌ای دورتر، یک محل مناسبی داشته باشید که اجاره‌بها یا قیمت زمینش و آن کاری که می‌خواهید بکنید، هزینه کمی داشته باشد.

چند کانتینر کالا را آنجا دپو کنید. نوع کالاها باید حساب‌شده باشد؛ متناسب با ذائقه مردم روسیه یا ذائقه مردم اروپا، یا ذائقه آمریکایی، یا هر کشوری که مقصد شماست. باید روی مسائل آن مطالعه داشته باشید. اگر چند کانتینر کالا را آنجا ببرید و کار تبلیغات را شروع کنید، خریدار وقتی بیاید و ببیند شما اینجا پایگاه دارید، انبار دارید و کالا دارید، به طور یقین می‌تواند به شما اعتماد کند. در غیر این صورت، اعتماد خریدار به عکس و پوستر و کاتالوگ برای مردم ایران امکان‌پذیر نیست.

اهمیت مشارکت و تغییر دیدگاه

اولین نقطه شروع شما جوانان، این است که در ذهنتان جا بیندازید که آن فرهنگ غلطی که بین ما ایرانی‌ها رایج شده که "ما نمی‌توانیم با هم مشارکت کنیم، نمی‌توانیم با هم همکاری داشته باشیم"، این را از ذهنتان دور کنید. با یک دید خوش‌بینی پیش بروید، در کنار همدیگر قرار بگیرید و یک مشارکت جمعی انجام دهید. با کمک آن مشارکت، این اقداماتی که من گفتم، برایتان بسیار ساده و راحت خواهد بود.

این گذشت از کجا شروع می‌شود؟ شما ممکن است اگر بخواهید دوباره برگردیم به آن مرحله اول که بگوییم آن حس بدبینی در مشارکت بین ما ایرانی‌ها زیاد است، دلایل زیادی دارد. مثلاً عرض کنم، من به عنوان یک واحد فرآوری‌کننده می‌آیم با شما یک شرکتی را درست می‌کنم...

در ذهن من این موضوع جا افتاده که چون من با شما مشارکت کردم، این شرکتِ شما وظیفه دارد اگر کار صادراتی می‌خواهد انجام دهد، کل تولید من را بخرد، و این اشتباه است. من باید به عنوان یک فرآوری‌کننده، بازوی کمکی برای شما باشم، نه اینکه بیایم و شما را مجبور و مکلف کنم که به دلیل مشارکت من با شما، کالای من را خریداری کنید. خیر، من باید با شما مشارکت کنم و این مشارکت باید بر اساس اصول صحیح و بین‌المللی پیش برود. سطح تقسیم سود باید در حد منطقی باشد و سطح کمک نیز فراتر از منطق.

اگر در بحث صادرات صنعت سنگ صحبت می‌کنید، ما در بهترین وضعیت سود در سطح دنیا قرار گرفته‌ایم. امروز قیمت سنگ در ایران، بنابر دلایلی که عرض کردم خدمتتان، به حدی پایین است که شاید باورتان نشود. در بخشی از موارد، کالاهای ما تا چندین برابر قیمت خرید در خارج از کشور ارزش فروش و بازار فروش دارند. منطقه‌ای که عرض کردم، یک سری مسائل را باید رعایت کنیم تا به آن حد برسیم. اگر آن مسائل را رعایت کنیم و مسئولین مملکتی هم مقداری – حتی خیلی کم – حس همکاری با این گروه را داشته باشند، خیلی راحت می‌توانیم به این چشم‌انداز برسیم.

شما به هیچ وجه نمی‌توانید اعتماد مشتری و آن توجهی را که لازم دارید، در شرایط کنونی جلب کنید. متأسفانه چندین عامل منفی دست به دست هم داده‌اند و مانع از این شده‌اند که مشتری به شما اعتماد کند.

عوامل مؤثر بر عدم اعتماد:

  1. بدنامی تولیدکننده ایرانی در بخش صادرات: اولین عامل، بدعهد کردن ما فرآوری‌کنندگان در بخش صادرات است.
  2. شرایط سیاسی کشورمان: دومین عامل، شرایط سیاسی مملکتمان است.
  3. موقعیت جهانی: سومین عامل، موقعیتی است که متأسفانه در سطح جهانی داریم و از نظر خیلی‌ها قابل قبول نیست.

راه‌حل پیشنهادی: ایجاد پایگاه‌های عرضه‌ در خارج از کشور

برای اینکه این نواقص را برطرف کنیم، تنها راه‌حل ممکن این است که کالای ارزشمند خود را ببریم در یک پایگاهی در خارج از کشور و این کالای ارزشمند را آنجا ارائه دهیم. بعد از مدتی خواهید دید که این مطالبی که من خدمتتان عرض کردم، صد در صد به واقعیت می‌پیوندند.

 Uploaded Image

توضیحات بسیار خوبی ارائه دادید جناب آقای مرندی. سؤال بعدی که دوست دارم در مورد آن بیشتر با ما صحبت کنید این است که اصلاً سنگ باکیفیت از نظر شما چیست در بحث سنگ ساختمانی؟ و چه شاخص و پارامترهایی را برای یک سنگ باکیفیت باید در نظر بگیریم؟

Uploaded Image

فرض کنید کسی سنگی را به صورت پولیش‌شده می‌برد و حساسیت دارد که این پولیش درجه 90، 95 یا 96 داشته باشد. درست نقطه مقابل این، شخصی می‌آید و می‌گوید من سنگ هوند (Honed) می‌خواهم، من سنگ پولیش‌نشده می‌خواهم.

آنچه از نظر من اهمیت دارد و از دیدگاه من – همان‌طور که گفتم استاندارد مشخصی برای سنگ وجود ندارد – این است که ما باید "ضوابط تولید" را رعایت کنیم.

ضوابط تولید سنگ باکیفیت

این ضوابط تولید عبارتند از:

  1. ابعاد و اندازه سنگ: ابعاد و اندازه‌های سنگ‌هایی که به بازار عرضه می‌کنیم، باید دقیق و استاندارد باشند.
  2. ضخامت سنگ: در مورد ضخامت نیز باید ضخامت استاندارد رعایت شود.
  3. گونیا بودن سنگ: همان‌طور که در مورد ابعاد عرض کردم، گونیا بودن سنگ بسیار مهم است.
  4. سلامت سنگ: سنگ‌هایی که ناسالم هستند، شکستگی یا ترک دارند، از دید من مردود هستند و نباید به بازارهای جهانی عرضه شوند.
  5. کیفیت پولیش یا هوند: اگر قرار است کالایی با کیفیت پولیش‌شده ارائه دهیم، کیفیتش باید در حد قابل قبول باشد. اگر کالایی را به صورت هوند می‌دهیم، هوند آن نیز باید در حد قابل قبول باشد.
  6. سیستم بسته‌بندی: سیستم بسته‌بندی ما یکی از نقاط ضعف ما در ایران است. سیستم بسته‌بندی، چه برای اسلب و چه برای تایل، باید حتماً رعایت شود.

تعهد به زمان‌بندی و جلب اعتماد

اگر این ضوابط را در نظر داشته باشیم، نکته بعدی که می‌تواند کمک کند، تعهد به قولی است که به خریدار می‌دهید. برای مثال، اگر تعهد کردید کالایی را ظرف مدت دو ماه به خریدار تحویل دهید، باید سعی کنید سر تاریخ دو ماه با چند روز کم و زیاد تحویل دهید.

این‌ها تمام نکاتی است که می‌تواند برای صادرکننده ایرانی امتیاز بیاورد. در غیر این صورت، دچار ضرر خواهیم شد. ببینید، سنگ ساختمانی یکی از مواردی است که استانداردی برای آن در سطح دنیا تعریف نشده است.

Uploaded Image

جناب اقای مرندی با توجه به تجربه ای که شما توی بحث برندینگ سنگ دارید ایا هر سنگی قابلیت برند شدن داره؟ و اینکه چه اصولی برای برند شدن سنگ باید رعایت بشه؟

 Uploaded Image

ببینید اینی که بگید هر سنگی قابلیت برند شدن داره، نه، متأسفانه اینجوری نیستش. ما اگر بخواییم یه سنگ رو برند کنیم باید چند تا موضوع رو مد نظر قرار بدیم: 

  • شناخت داشته باشیم از بازارهای جهانی که بازار، سنگ‌هایی که توی بازارهای جهانیه اصلاً چه سنگ‌هایی هستن. 
  • شناخت داشته باشیم از منتالیکی آرشیتکت‌هایی که در خارج از کشور کار می‌کنن که ممکنه مثلاً آرشیتکتی که در روسیه هست با آرشیتکتی که توی کشورهای غربی هستن منتالیست‌شون با هم فرق کنه. بنابراین این مهم هست که ما شناخت داشته باشیم روی اون منتالیتی آرشیتکت‌ها برای این‌که چون حالا من یه جمله هم اضافه کنم، در خارج از کشور انتخاب سنگ برخلاف ایران که معمولاً صاحب ساختمان میاد به‌طور معمول دخالت می‌کنه و نظارت می‌کنه و ایده می‌ده برای انتخاب کالاش، در خارج از کشور بخش عمده‌ای از این مسئولیت برعهدۀ آرشیتکت‌هاست که اونا این کارو انجام می‌دن. آرشیتکت‌ها هم به‌طور تقریب هر دهه‌ای روی یه رنگ‌های خاصی کار می‌کنن. یعنی امروز اگر رنگ طوسی مُد بازار هست، خیلی مهم هست من و شما که می‌خواییم برندسازی بکنیم، اون رنگ طوسی رو پیدا کنیم و روی اون رنگ طوسی اساس برند فعالیت کنیم. برای این‌که اگر رنگ زرد امروز مُد بازار نیست ما برخلاف جریان آب نیاییم شنا کنیم، برای این‌که موفق نخواهیم شد. 
  • بنابراین یکی شناخت بازارهای جهانی هست، یکی منتالیکی آرشیتکت‌ها هست، یکی اون رنگی که در روز هست. دوم کیفیت اون کالایی که می‌خواییم برای برندسازی‌ش کار کنیم، سوم کمیت اون هست. این پنج تا آیتم می‌تونه مقدمات اولیه برندسازی را برای ما فراهم کنه. اما این کافی نیست برای برندسازی. ممکنه شما زحمت بکشید تمام این امتیازات رو به‌دست بیارید، برندسازی‌تون رو انجام بدین، اما عملیات بعد از برندسازی‌تون بیاد اون برندسازی‌رو تحت تأثیر قرار بده و خنثی کنه. 

من مثال می‌زنم. یه سنگی رو، ببخشید این حمل بر خودستایی نشه، من فقط برای اینکه بتونم شما دوستان بیشتر آگاهی پیدا بکنید از خودم مثال می‌زنم که اتفاقاتی‌ست که برای خود من افتاده. 

من یه سنگی هست به نام گرانیت سبز کاهویی، در ایران بهش می‌گن سبز کاهویی، در خارج از ایران من اینو ثبت کردم به نام کنستازمراردو، 42 ساله آقای کشورهای غربی هست این سنگ. این برند 42 سال، شما هیچ برندی، کمتر برندی رو می‌تونی پیدا کنی که سال‌های متوالی تداوم داشته باشه. یه برند برای مدت محدودی، ممکنه برای یه دهه توی بازار می‌مونه، اما سیستم‌تون درست باشه، این برند رو تا سال‌های سال می‌تونید حفظ کنید، مثل همین سبز کاهویی که من عرض کردم خدمتتون. 

  Mobile Image

اون چیزی که بعد از اون 5 آیتم خدمت شما عرض کردم آیتم بعدی که کمک کرد این سبز کاهویی من توی بازارهای جهانی بماند عرضۀ کالا کمتر از نیاز مشتری هست. من نباید کالا رو بیام انقد توی بازار تزریق کنم که کالارو خوار و ذلیلش کنم. کالا رو باید همیشه اگر بازار جهانی در ماه 10.000 متر نیاز داره من بیام حداکثر 7.000 متر به بازار عرضه کنم. ممکنه یه عده‌ای بگن خُب بازار رو از دست می‌دیم. بله، بازار 3.000 متر رو شما به ظاهر از دست می‌دی اما سال‌های بعدت‌ تضمین می‌کنی که در سال‌های بعد این تداوم داشته باشد. بنابراین یکی از شرایط حفظ برندسازی این هست که ما کالامون به صورت، معذرت می‌خوام از این جمله استفاده می‌کنم، به صورت هردمبیل به بازار عرضه نشه. من چند دقیقه پیش خدمت‌تون شما عرض کردم، یه آگهی از یه شرکت چینی رو من دیدم که اومده تبلیغ کرده 3.000 مترمربع سنگ اسلب لاشتر، عکساشم گذاشته توی تبلیغش، به قیمت مترمربع داره در چین داره می‌فروشه، محاسبه کردم با پول چینی و قیمت دلار امروز حساب کردم حدود 460 تا 500 تومان هر مترمربع تموم میشه. ببینید این برندسازی نیست! سنگ لاشتر ما یه برند هست. خُب این یه برند بوده، این برند رو می‌شد حفظش کنیم. اما متأسفانه بنا به دلایلی این برند ممکنه از نظر ظاهر مونده اما از نظر باطن قیمتش شکسته شده که امروز نمی‌دونم با فکر نمی‌کنم بیش‌تر از 20 دلار قیمت لاشتر توی بازارهای جهانی باشه، حالا این با یه خورده کم و زیاد هست. 

ببینید من باز برمی‌گردم باز سر صحبت اول. ما نقطه ضعف اصلیمون انفرادی بودنه. من توی واحد تولیدی حداکثر، حداکثر، حداکثر روزی 300 یا 400 یا 500 متر تولید دارم. بازارهای ما در سطح دنیا داریم که بحث میلیون‌ها مترمربع هست. چند میلیون مترمربع هست. من با 400 مترمربع توی اون بازار نمی‌تونم مقاومت کنم، اما اگر ما از انفرادی خارج بشیم و به صورت جمعی حرکت کنیم می‌تونیم چند میلیون مترمربع هم کالا به بازار جهانی عرضه کنیم. اگر ما گروهی باشیم، این گروه می‌تونه شاخه‌های متفاوتی داشته باشه، شما می‌تونید از طریق رسانه‌ها، از طریق مذاکره، امروز با وجود اینترنت کار خیلی ساده شده، شما مثلاً فرض کن اگر توی اینترنت مراجعه کنید و سنگی که توی اولویت بازار اروپا یا بازار امریکا هست، رنگ‌هاشو ببینید، 20 تا دونه رنگ رو که ببینید خودتون متوجه می‌شین که چه رنگ‌هایی امروز توی بازار جهانی حرف برای گفتن داره. منتها این لازمشون 5 تا آیتمی هست که خدمتتون عرض کردم. رنگ مهم هست، کیفیت مهم هست، ذخیره اون منبعی که می‌خوایید شما برندش کنید مهم هست. پیدا کردن اینا کار ساده‌ای هست اما وقتی ما به‌صورت انفرادی هستیم نمی‌تونیم اونجوری که باید و شاید با توجه به این‌که ما از بازارهای جهانی دور افتادیم، توی بازارهای جهانی نیستیم، فاصله داریم. برای این‌که این فاصله‌رو کم کنیم بهترین روش این است که گروهی عمل کنیم. افراد گروه هرکدوم یه وظیفه‌ای داشته باشن. این اطلاعات‌رو کسب کنید. شما اگر برید توی کشور ایتالیا یه انبار داشته باشین برای سنگ فرآوری شده، به‌طور یقین اون فردی که درون اون انبارتون دارید با توجه به اون شناختی که در رقبای شما دارند، اطلاعات اون رقبا رو می‌تونن به شما منتقل کنن و شما راحت می‌تونید اون برندهارو، رنگ‌هارو پیدا کنید، به‌دست بگیرید و دنبال اون کیس رنگ‌ها باشید. 

Uploaded Image

بهترین کشور مقصد برای صادرات سنگ یا هر متریال دیگ از نظر شما کدوم کشوره و چه معیاری برای انتخاب بازار هدف باید مد نظر قرار بگیره؟

Uploaded Image

بهترین کشوری که شما باید بهش فکر کنید اون کشورهایی هستند که مصرفشون بالاست. مصرف سنگ ساختمانی‌شون بالاست. شما باید مطالعه کنید. مثلاً فرض کنید وقتی مطالعه می‌کنید، اگر اشتباه نکنم در سال قبل بود یا 2 سال قبل بود، مصرف اسلب سنگ بازار امریکا 22 میلیارد دلار بوده. 22 میلیارد دلار بوده! مصرف اسلبش! به‌جز تایلش! البته متأسفانه بین ما دوستان و همکاران بعضی‌ها ممکنه من اشتباه کنم روی این رقم و توی ذهن من این هست. اگر اشتباه می‌کنم دوستان خورده نگیرن که آقا فلانی حرفهاش اشتباس. آقا بازار غرب بازار بزرگی هستش. بازار بسیار بزرگی هست. ما باید فکر کنیم اول اون کشور هدفمون یه کشوری باشه که مصرف سنگش بالا باشه. این خیلی مهم هست. وقتی ما توی بازاری وارد می‌شیم که مصرف بالا داره، بنابراین دستمون بازه، هم در مورد ارائه قیمت بالاتر، هم در مورد کمیت فروش. این دو تا امتیاز بسیار مهم هست. اما در کنار این، باید امکانات‌مون هم بسنجیم. مثلاً اگر من امروز بازار امریکارو مثال می‌زنم خُب طبیعتاً در شرایط کنونی امکان حضور ما در بازار امریکا بسیار ضعیف هست، بنا به دلایل سیاسی، اقتصادی، فاصله، بُعد مسافت، کمبود امکانات و... اینا تمام شرایط هست. ولی بیاییم مثلاً در کنار امریکا بگیم خیلی خُب از امریکا فاصله می‌گیریم. کجا مصرف داریم؟ اروپا. بسیار خُب اروپا برامون بسیار عالی هست. می‌تونه بازار مصرف خوبی داشته باشه. نمی‌دونم روسیه‌ای که عرض کردم خدمت‌تون. شما باید تلاش کنید اون کشوری که مصرف بالاتری رو داره به عنوان کشور هدف انتخاب کنید.

Uploaded Image

 یکی از حساسیت هایی که توی بحث مارکتینگ و برندینگ سنگ ممکنه برای بعضیا پیش بیاد بحث نام گزاری و اسم سنگه، شما اگر بخواید توی توسعه بازار یه سنگ به نام گزاری سنگ نمره بدید چه نمره ای میدید و چه پیشنهادی توی این زمینه دارید؟

Uploaded Image

ببینید تأثیرگذار هست نامگذاری ولی خیلی نمی‌تونه، یعنی اگر بخواییم نمره بدیم ممکنه از 20 نمره 12 نمره رو بگیره. اون چیزی که اهمیت داره، اون چیزی که اهمیت داره، کمیت، کیفیت و انتخاب رنگ اون کالا هست. اسم می‌تونه بعد از این رده‌ها قرار بگیره. اینی که ما بیاییم نمی‌دونم پرشین فلان، پرشین بهمان و... رو استفاده کنیم، انتخاب اسم رو می‌تونیم انجام بدیم ولی چیزی که مهم هست ما باید به رنگ سنگ اهمیت بدیم، به کمیت سنگ اهمیت بدیم، به کیفیتش هم اهمیت بدیم، که اگر یه سنگی‌رو به بازار جهانی عرضه می‌کنیم اون بازار این اطمینان رو داشته باشه که کالا به اندازۀ کافی وجود داره و یه پروژۀ نیمه‌کاره نمی‌مونه که ما فردا ممکنه آقا ببخشید معدنش تموم شد دیگه سنگ نداره.

Uploaded Image

جناب اقای مرندی ممنون از وقتی که در اختیار مجموعه ی انبارسنگ قرار دادید و به ما فرصت دادید تا بتونیم از تجربات شما استفاده بکنیم و این تجربیات را به نسل های بعدی منتقل کنیم امیدواریم که روز به روز شاهد رشد وشکوفایی  سنگ ایران باشیم و برای شما هم ارزوی سلامتی و تندرستی داریم.


Uploaded Image

0:00 0:00